به ياد مختار...
اين بار دوم هست كه اين شعرو روي وبلاگ ميزارم...
دليلش هم اينه كه ، غروب يكي از شبكه ها گوشه هاي كوتاهي از سريال مختارنامه رو نشون داد. من هم كه خيلي مختار رو دوست دارم...زد به سرم دوباره اين شعرو بزارم اينجا...
يادش بخير جمعه شب ها چه صفايي ميكرديم با ديدن مختار...اين شعر مال اون موقع هاست.
این جمعه ها که ختم به مختار می شود !
دل تنگ دیدن رخ دلدار می شود
هر جمعه با نیامدنت یا بن فاطمه"س"
بیچاره دل دوباره عزادار می شود
یک هفته شد که چشم به راهت دلم نشست
از بس گریست چشم دلم تار می شود
این بینوا به عشق تو ای یوسف خدا
هر جمعه با کلاف به بازار میشود
آمد بهار و عاشق بیچاره ات ببین
با شوق دیدنت سوی گلزار میشود
وقتی تو نیستی بخدا قاتل من است
این جمعه ها که ختم به مختار می شود . . .
شعر از محمد هاشم مصطفوی
وبلاگ شخصی محمد هاشم مصطفوی